تبلیغات
زمزمه های محرمانه ی من
زمزمه های محرمانه ی من

 

کاش چون ما

لحظه ها هم صبر و طاقت داشتند

کاش...

آوارگی نمناک مرا می فهمیدند

و اندکی آهسته تر جاری می شدند

کاش...

فرصتی می دادند

تا محال های مکرر را

تدفین کنیم

 

اما...

آن قدر سریع و ناشکیب اند که گاه

لحظه ها در لحظه ها گم می شوند

 

و ساعت ...

این تن پوش زمان

بدون هیچ رخصتی

ثانیه هایش را اکران می کند

 

و باز هم من

طبق معمول

از لحظه ها جامانده ام

 

و هنوز هم که هنوز است

نگرانم که مبادا

شعور شعرهایم را

در آوار ثانیه

زنده به گور کنم




طبقه بندی: شعر نو،
ارسال در تاریخ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 توسط فاطمه خانزاده
قالب وبلاگ
table align="center" width="989px">

فروشگاه sim_soom

(function (d) {var url = location.protocol+'//api.sabavision.com/pox/poxjs.js';d.write('