تبلیغات
زمزمه های محرمانه ی من
زمزمه های محرمانه ی من
خدایا از چه گوییم ؟ از چه نالان؟

ما به این نامردمان خو کرده بودیم


ز چه رو درد ها فریاد یابند ؟

ما به درد بی فغان خو کرده بودیم


چگونه رازهامان در دهان است؟

ما به راز در نهان خو کرده بودیم


از این پس زخم هامان آشکارا

ما به زخم بی نشان خو کرده بودیم


زمانه، صد نوا در دل سراید

ما به لحن این زمان خو کرده بودیم


به دنیا تازه دامانی چه سان است؟

ما به کار این جهان خو کرده بودیم


که گوید مریم و نرگس به راه است؟

ما به سالی پر خزان خو کرده بودیم


چه ساده، بس گران، خو داده بودند

ولی گویم به آن خو کرده بودیم



طبقه بندی: قطعه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1389 توسط فاطمه خانزاده
قالب وبلاگ
table align="center" width="989px">

فروشگاه sim_soom

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-153829-9']); _gaq.push(['_setDomainName', 'mahramaneha.mihanblog.com']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();