تبلیغات
زمزمه های محرمانه ی من
زمزمه های محرمانه ی من
تارو پود لحظه هایم را چه سرسختانه می بافی

نظر بر جاده ها جاریست تو را بیند همین کافی

صدای گام های تو چه خوب که هوش و دل برده است

دل هوشیارها یابی که بسیار زخم ها خورده است

نه هوشی دارم و دل نیز چه غم، دیگر ز دیدارت

اگرچه مست و شادانم به شکر خواب و پندارت

صنم لطفی کن و بگشا در بستان مهرت را

که یک شاخه نفس گیرم و آغازم شوی یارا



طبقه بندی: مثنوی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1389 توسط فاطمه خانزاده
قالب وبلاگ
table align="center" width="989px">

فروشگاه sim_soom

(function (d) {var url = location.protocol+'//api.sabavision.com/pox/poxjs.js';d.write('